تمام تنم می لرزه
حالم خوب نیست مصطفا
دوست دارم مصطفا ...
دارم از گریه و خیالای ترسناک می میرم
کاش می شد بازم بیای کنارم و منو آروم کنی ...
دارم میمیرم مصطفا
بی تو ...
از طرف همسرت سارا در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 20:55 موضوع | همين مطلب
از خودت دزدیدمش:
دیروز مورچه شدم، یه مورچه شدم اومدم کنارت، تو دست کشیدی روم خودم شدم، کنارت بودم، همه ی لحظه ها، کنارت بودم، زندگی کردیم، یه زندگیه مورچه ایه یه روزه!
با هم نشستیم، با هم پاشدیم، با هم خندیدیم، با هم گریه کردیم، با هم رقصیدیم، با هم فیلم بازی کردیم، با هم با هم با هم و کنار هم، نه مثل الآن! نه مثل الآن که من تو اتاق تاریکم تنها نشستم، تنها روشنی اتاق از همین صفحه ی سفید مشترکمونه!
اتاقم خالی شده! اتاقم خالی شده اما تو تاریکی پر و خالیش با هم فرقی ندارن! تو تاریکی فقط تو خیال تو ام، تو که نشستی کنارم، تو که نگاهم میکنی، تو خیالم اتاق روشنه، روشنه روشن! من، تو، یه اتاق هرچند کوچیک اما مال ما!
میدونم میدونی میشه ! میدونیم میشه ...
بهت گفتم دوست دارم مگه نه ؟
از طرف همسرت مصطفا در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 21:7 موضوع | همين مطلب
درباره ما
ما دو تا آدم هستیم ... مثه همه ...
عاشق شدیم و این وبلاگو درباره ی عشقمون ساختیم ...
حالا از اون روزا خیلی میگذره..
ازدواج کردیم و ...
بخونید تا بشناسیدمون.
فهرست اصلی
ما
... شما
حرفهای قديمي تر
هفته دوم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
طراح قالب
POWERED BY